عملیات نارنیا؛ افشای واشنگتنپست از ترور دانشمندان هستهای ایران توسط اسرائیل
گزارش مشترک واشنگتنپست و PBS Frontline درباره «عملیات نارنیا» تصویری کمسابقه از یکی از پیچیدهترین عملیاتهای اطلاعاتی و نظامی اسرائیل علیه برنامه هستهای ایران ارائه میدهد؛ عملیاتی که طبق این گزارش، هدف اصلی آن فقط تخریب تأسیسات هستهای نبود، بلکه حذف «هسته فکری» و شبکه انسانی متخصصانی بود که اسرائیل و آمریکا آنها را برای آینده برنامه هستهای ایران حیاتی میدانستند.
این گزارش که در دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، مدعی است اسرائیل در آغاز جنگ ۱۲روزه، همزمان با حمله به زیرساختهای نظامی، پدافندی و هستهای ایران، کارزار جداگانهای را برای ترور دانشمندان ارشد هستهای اجرا کرد؛ کارزاری که با نام رمز «Operation Narnia» یا «عملیات نارنیا» شناخته میشود.
عملیات نارنیا چه بود؟
طبق روایت واشنگتنپست و PBS، عملیات نارنیا بخشی از طرح بزرگتر اسرائیل در جنگ ۱۲روزه بود؛ همان جنگی که اسرائیل آن را در چارچوب عملیات گستردهتر «Rising Lion» معرفی کرد. هدف این عملیات، ضربه زدن به سه لایه اصلی قدرت هستهای ایران بود:
- زیرساخت فیزیکی برنامه هستهای مانند نطنز، فردو و مراکز مرتبط؛
- زنجیره فرماندهی نظامی و امنیتی ایران؛
- دانش انسانی و شبکه متخصصان هستهای که به باور اسرائیل نقش کلیدی در آینده برنامه هستهای داشتند.
در این چارچوب، عملیات نارنیا بر حذف دانشمندانی متمرکز بود که طبق ادعای مقامهای اسرائیلی و آمریکایی، بخشی از «مغز متفکر» پروژههای حساس هستهای ایران محسوب میشدند.
ترور همزمان دانشمندان؛ از تهرانچی تا فریدون عباسی
یکی از مهمترین بخشهای گزارش، زمانبندی آغاز عملیات است. طبق این روایت، در ساعتهای اولیه بامداد ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، همزمان با آغاز موج حملات اسرائیل، چندین نقطه در تهران هدف قرار گرفت. برخی از این حملات به آپارتمانها و خانههای شخصی اصابت کرد؛ جایی که شماری از دانشمندان هستهای ایران زندگی میکردند.
در میان چهرههای کشتهشده، نامهایی مانند محمدمهدی تهرانچی و فریدون عباسی برجسته شدهاند. تهرانچی در این گزارش بهعنوان فیزیکدان نظری و چهرهای مهم در شبکه علمی ایران معرفی شده و فریدون عباسی نیز بهعنوان رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی ایران و از چهرههای شناختهشده پرونده هستهای مورد اشاره قرار گرفته است.
گزارش میگوید اسرائیل در روز نخست و روزهای بعدی جنگ، در مجموع ۱۱ دانشمند ارشد هستهای ایران را ترور کرد. این عدد، از نظر راهبردی مهم است؛ چون نشان میدهد هدف فقط یک یا دو چهره نمادین نبود، بلکه یک شبکه تخصصی چندلایه هدف قرار گرفته بود.
عوامل نفوذی داخل ایران و سلاحهای ویژه
یکی از حساسترین بخشهای افشاگری واشنگتنپست، اشاره به حضور و فعالیت عوامل وابسته به موساد در داخل ایران است. طبق این گزارش، اسرائیل پیش از شروع حملات، شبکهای از عوامل آموزشدیده را در داخل ایران فعال کرده بود؛ عواملی که برای عملیات علیه اهداف نظامی و حساس به تجهیزات خاص مجهز شده بودند.
گزارش از نوعی «سلاح ویژه» یا سامانه چندبخشی برای حملات دقیق سخن میگوید؛ ابزاری که ظاهراً برای هدف گرفتن برخی زیرساختهای نظامی و پدافندی استفاده شده بود. این بخش از گزارش نشان میدهد جنگ ۱۲روزه فقط یک نبرد هوایی یا موشکی نبود، بلکه ترکیبی از عملیات اطلاعاتی، نفوذ میدانی، حملات هوایی، جنگ روانی و ترور هدفمند بود.
هزینه انسانی عملیات؛ کشته شدن غیرنظامیان
بخش مهم دیگر گزارش به تلفات غیرنظامی مربوط است. بر اساس بررسیهای واشنگتنپست و بلینگکت، در پنج حملهای که هدف آنها دانشمندان هستهای بودند، دستکم ۷۱ غیرنظامی نیز کشته شدند. این عدد برای روایت حقوق بشری ماجرا اهمیت زیادی دارد، چون بسیاری از این حملات در مناطق مسکونی، آپارتمانها و ساختمانهایی انجام شد که خانوادهها و شهروندان عادی نیز در آن حضور داشتند.
در یکی از موارد، حمله به ساختمانی مسکونی در تهران به کشته شدن چندین غیرنظامی، از جمله کودک، منجر شد. این مسئله باعث شده عملیات نارنیا نهفقط از منظر نظامی و اطلاعاتی، بلکه از منظر حقوق بینالملل، ترور هدفمند، مسئولیت دولتها و تلفات غیرنظامی نیز محل بحث جدی باشد.
نقش آمریکا؛ از حمایت اطلاعاتی تا عملیات چکش نیمهشب
در کنار عملیات اسرائیل، نقش آمریکا نیز در این پرونده بسیار مهم است. چند روز پس از آغاز جنگ ۱۲روزه، ایالات متحده با اجرای عملیات «Midnight Hammer» یا «چکش نیمهشب» وارد مرحله مستقیمتری از درگیری شد. در این عملیات، بمبافکنهای رادارگریز B-2 و موشکهای تاماهاوک برای هدف گرفتن مراکز کلیدی هستهای ایران به کار گرفته شدند.
اهداف اصلی این عملیات شامل فردو، نطنز و اصفهان بود. واشنگتن اعلام کرد هدف، وارد کردن ضربه سنگین به توان غنیسازی و زیرساختهای هستهای ایران بوده است. با این حال، یکی از نکات مهم گزارش واشنگتنپست این است که ادعای «نابودی کامل» برنامه هستهای ایران را با احتیاط بررسی میکند. بر اساس روایت این گزارش، برنامه هستهای ایران احتمالاً چند سال عقب افتاده، اما لزوماً بهطور کامل از بین نرفته است.
این تفاوت بسیار مهم است:
ضربه سنگین به معنای نابودی کامل نیست.
ترور دانشمندان به معنای پایان دانش هستهای نیست.
تخریب تأسیسات به معنای حذف توان بازسازی نیست.
آیا عملیات نارنیا برنامه هستهای ایران را متوقف کرد؟
پاسخ کوتاه این است: نه بهطور قطعی.
پاسخ دقیقتر این است: عملیات نارنیا احتمالاً بخشی از ظرفیت سازمانی، انسانی و مدیریتی برنامه هستهای ایران را هدف قرار داد و آن را برای مدتی عقب انداخت؛ اما دانش، تجربه، زیرساخت پنهان، انگیزه سیاسی و توان بازسازی همچنان باقی میماند.
یکی از نکات کلیدی این است که برنامه هستهای فقط به چند ساختمان یا چند فرد محدود نیست. چنین برنامهای ترکیبی از دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، سازمانهای صنعتی، شبکه تأمین، نیروی انسانی، تجربه فنی و اراده سیاسی است. حذف چند چهره مهم میتواند ضربهای بزرگ باشد، اما الزاماً به معنای پایان کامل مسیر نیست.
ایران چگونه پاسخ میدهد؟
پاسخ ایران به چنین عملیاتی میتواند چندلایه باشد. از یک سو، تهران معمولاً در برابر ترور دانشمندان و حمله به تأسیسات حساس، پرونده را فقط نظامی نمیبیند؛ بلکه آن را بخشی از جنگ اطلاعاتی، امنیتی و حیثیتی تلقی میکند. از سوی دیگر، ایران ممکن است پاسخ را در چند مسیر دنبال کند:
- افزایش حفاظت از چهرههای علمی و نظامی؛
- بازسازی ساختارهای آسیبدیده؛
- پیگیری حقوقی و تبلیغاتی در سطح بینالمللی؛
- تشدید فعالیتهای اطلاعاتی علیه شبکههای نفوذ؛
- استفاده از ابزارهای منطقهای، موشکی یا دیپلماتیک برای بازدارندگی؛
- کاهش شفافیت هستهای یا سختتر کردن دسترسیهای نظارتی.
با این حال، نوع پاسخ ایران به میزان آسیب واقعی، فشار داخلی، محاسبات منطقهای و سطح حمایت آمریکا از اسرائیل بستگی دارد.
چرا نام «نارنیا» مهم است؟
انتخاب نام «نارنیا» برای چنین عملیاتی از نظر نمادین قابل توجه است. نارنیا در ادبیات غربی جهانی پنهان، رازآلود و دور از چشم جهان عادی است. اگر این نامگذاری دقیقاً همان چیزی باشد که در گزارش آمده، میتواند نشان دهد طراحان عملیات آن را نه صرفاً یک حمله نظامی، بلکه ورود به لایهای مخفی از جنگ با ایران میدانستند؛ جنگی در سایه، با عوامل نفوذی، پروندهسازی اطلاعاتی، هدفگیری انسانی و عملیات همزمان در چند جبهه.
جمعبندی؛ جنگ آینده فقط با موشک و جنگنده نیست
عملیات نارنیا نشان میدهد جنگ میان ایران و اسرائیل وارد مرحلهای بسیار پیچیدهتر شده است. در این مرحله، میدان نبرد فقط پایگاه نظامی، سایت هستهای یا آسمان منطقه نیست؛ خانه دانشمندان، شبکههای نفوذ، دادههای اطلاعاتی، تصاویر ماهوارهای، جنگ روایتها و افکار عمومی جهانی نیز بخشی از میدان جنگ هستند.
اگر گزارش واشنگتنپست و PBS را مبنا قرار دهیم، اسرائیل تلاش کرد با حذف «مغزهای کلیدی» برنامه هستهای ایران، همان کاری را انجام دهد که بمبها بهتنهایی قادر به انجامش نبودند: ضربه زدن به دانش انسانی و ظرفیت بازسازی.
اما پرسش اصلی همچنان باقی است:
آیا ترور دانشمندان میتواند یک برنامه هستهای را متوقف کند، یا فقط اراده طرف مقابل را برای بازسازی و انتقام بیشتر میکند؟
این همان نقطهای است که عملیات نارنیا را از یک پرونده امنیتی صرف فراتر میبرد و آن را به یکی از مهمترین پروندههای ژئوپلیتیکی پس از جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل تبدیل میکند.
پرسشهای متداول
عملیات نارنیا چیست؟
عملیات نارنیا نام رمز کارزار اسرائیل برای ترور شماری از دانشمندان ارشد هستهای ایران در جریان جنگ ۱۲روزه بود؛ عملیاتی که طبق گزارش واشنگتنپست و PBS، همزمان با حملات گسترده اسرائیل به زیرساختهای نظامی و هستهای ایران اجرا شد.
چند دانشمند هستهای ایران در عملیات نارنیا کشته شدند؟
طبق گزارش منتشرشده، اسرائیل مدعی است ۱۱ دانشمند ارشد هستهای ایران در روز نخست جنگ و روزهای بعدی ترور شدند.
آیا آمریکا در این عملیات نقش داشت؟
گزارشها نقش آمریکا را بیشتر در سطح حمایت راهبردی، ارزیابی اطلاعاتی و سپس عملیات مستقیم «چکش نیمهشب» علیه مراکز هستهای ایران نشان میدهند. عملیات چکش نیمهشب تأسیسات فردو، نطنز و اصفهان را هدف گرفت.
آیا برنامه هستهای ایران نابود شد؟
برخی مقامهای آمریکایی و اسرائیلی از ضربه سنگین سخن گفتند، اما ارزیابی محتاطانهتر این است که برنامه هستهای ایران احتمالاً چند سال عقب افتاده، نه اینکه بهطور کامل نابود شده باشد.
چرا این پرونده از نظر حقوقی مهم است؟
چون بخشی از حملات در مناطق مسکونی انجام شد و طبق بررسیهای منتشرشده، دهها غیرنظامی نیز در حملات مرتبط با هدفگیری دانشمندان کشته شدند. همین موضوع بحث درباره ترور هدفمند، مسئولیت دولتها و قوانین جنگ را جدیتر میکند.
